أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
9
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
[ a 3 ] امّا مقدمه در معرفت كميّت مركبّات عالم سفلى از معدنيّات و غير آن كى از آن مترّكباند از امتزاج طبايع و عناصر و علل كوهها و معادن به طريق كلّ و چگونگى آن واجب الوجود تعالى و تقدّس به كمال قدرت ازلى بعد از ايجاد عالم ارواح و ملائكه و افلاك و محرّكات آن ، در جوف فلك قمر كه عالم سفلى است چهار عناصر بيافريد كه اصول مفردات و مركبّاتاند و حيّز ايشان عالم كون و فساد ، و آن خاك است و آب و هوا و آتش ، و هريك را طبيعتى خاصّ اعطا كرد ، بدان وجه كه مادام تا در حدّ خويش باشند ساكناند و چون به قهر و قسر از آن حيّز دور باشند طبيعت هريك اقتضاى آن كند كه به حيّز طبيعى خويش مايل باشند . و حيّز طبيعى خاك مركز عالم است ، و حيّز طبيعى آب سطح اعلى خاك ، و حيّز طبيعى هوا سطح اعلى آب ، و حيّز طبيعى آتش سطح اعلى هوا تا سطح مقعّر فلك اثير . اعنى سطح محدّب آتش مماس سطح مقعرّ فلك قمرست و محيط به اثير ، و سطح مقعّر آتش به محدّب هوا حاوى ، و همچنين هوا به آب و آب گرد كرهء خاك درآمده ، چه اشكال جملگى عناصر كرىّ است به حكم بساطت و تشابه اجزا ، و علّت كرىّ عالم در علوم طبيعى و مجسطى مبرهن و مقررست .